شهروند جراحی پزشکان صبحانه عمل جراحی

شهروند: جراحی پزشکان صبحانه عمل جراحی اخبار پزشکی

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی جامعه آمریکا در حال قطبی شدن است / صالحی

رییس شرکت انرژی اتمی در یادداشتی تاکید کرد: اگر با تدبیر از وقت پیش آمده نهایت استفاده را به عمل آوریم، یقینا تقدیر یکی از عالی ترین دوران‌های بعد از پیروزی انق

جامعه آمریکا در حال قطبی شدن است / صالحی

صالحی: جامعه آمریکا در حال قطبی شدن است

عبارات مهم : کشورها

رییس شرکت انرژی اتمی در یادداشتی تاکید کرد: اگر با تدبیر از وقت پیش آمده نهایت استفاده را به عمل آوریم، یقینا تقدیر یکی از عالی ترین دوران های بعد از پیروزی انقلاب را جهت ما رقم خواهد زد.

به گزارش ایلنا، متن یادداشت علی اکبر صالحی با عنوان «عبور از ترامپیسم» بدهید شرح است:

جامعه آمریکا در حال قطبی شدن است / صالحی

«اَللّهُمَّ اَخْرِجْنی مِنْ ظُلُماتِ الْوَهْمِ وَ اَکْرِمْنی بِنُورِ الْفَهْمِ»

«پروردگارا مرا از تاریکی های وهم بیرون آور و به نور فهم گرامی ام بدار»

رییس شرکت انرژی اتمی در یادداشتی تاکید کرد: اگر با تدبیر از وقت پیش آمده نهایت استفاده را به عمل آوریم، یقینا تقدیر یکی از عالی ترین دوران‌های بعد از پیروزی انق

در فاصله سالهای ۱۶۱۸ تا ۱۶۴۸ میلادی جنگ های سی ساله در اروپا به وقوع پیوست. این جنگ ها واکنشی قومی در برابر هژمونی پادشاهی مقدس رومی-آلمانی بود که در ظاهر به شکل یک نبرد مذهبی میان پروتستانها و کاتولیکها رخ نمود و به تدریج و با فرسایشی شدن درگیری ها و تثبیت قدرت طرف های درگیر مقدمات شکل گیری نظریه جامع «دولت- ملت» را به وجود آورد. در واقع آنچه در آخر این دوره سی ساله رخ نمود این واقعیت بود که هیچ یک از دولت های اروپایی نمی توانست همچون امپراتوری شارلمانی نقش قدرت برتر را در عرصه سیاست این قاره بازی کند. در نتیجه طرف های درگیر رفته رفته پذیرفتند که از نظر قدرت کمابیش با یکدیگر برابر هستند و جهت خاتمه دادن به این جنگ بی حاصل و ویرانگر چاره ای جز انعقاد یک پیمان نامه صلح از موضعی برابر ندارند.

در نتیجه، پیمان نامه صلح وستفالیا در سال ۱۶۴۸ منعقد و بر جنگهای سی ساله آخر داده شد. روابط بین الملل نوین نیز بر اساس نظریه دولت- ملت که در آن حاکمیت ملتها برابر و مداخله غیر قانونی اعلام گردید، حاصل شد. بنا به تعریف، دولت-ملت ها از چهار عنصر برخوردارند که عبارتند از: حاکمیت، مردم، سرزمین، حکومت. از این رو پیمان نامه صلح وستفالیا با قرار دادن کشورها در عرض یکدیگر، زمینه ایجاد صلحی نسبتاً پایدار را میان ملت های اروپائی ایجاد نمود.

ولی به تدریج جان مایه نظم سابق که در آن کشورها در نظمی عمودی طبقه بندی می شدند از نو پدیدار شد و با وقوع انقلاب فرانسه و جهانگشائی ناپلئون، رفته رفته «قدرت» و سازوکارهای تنظیم آن به عنصری کلیدی در روابط بین الملل نوین تبدیل شد. در این دوران گروهی از اندیشمندان و نظریه پردازان موسوم به رئالیست ها یا واقعگرایان ظهور کردند و مدعی شدند که جهت استمرار صلح باید میان کشورهایی که با یکدیگر تضاد منافع دارند، در قدم اول ساز و کاری جهت تنظیم و توزیع قدرت ایجاد نمود. نمایان شدن اعمال چنین روشی نیز از «کنگره وین» شروع و با «کنسرت اروپا» ادامه یافت که در تاریخ نهادهای بین المللی از نخستین گردهمایی های بزرگ سران دولت ها به شمار می آید. با سختى ها و آسانى ها های متعدد، رعایت اصل توازن قوا به عنوان راهکار این گروه توانست به مدت نزدیک به چهار دهه صلحی نسبتا پایدار، مشمول بر دوران «صلح مسلح»، در میان ملتهای اروپائی ایجاد نماید که تا شروع جنگ جهانی اول استمرار داشت.

جامعه آمریکا در حال قطبی شدن است / صالحی

در این نظم غالبا، انگلستان نقش موازنه گر را به عهده داشت و توازن میان قطب های مهم را برقرار می نمود. البته مثال و نمونه کلاسیک چنین توازنی در تاریخ روابط بین الملل به توازن قدرت بین دولت-شهرهای اسپارت و یونان بر می گردد که جنگ های پلوپونزی در نتیجه بر هم خوردن این توازن توصیف می شود.

به طریق مشابه، جنگ جهانی اول نیز با به هم خوردن توازن قدرت میان کشورهای اروپائی به وقوع پیوست و در پی آن پرسش های گوناگونی پیش روی طرفداران نظریه واقع گرائی قدرت محور قرار داد که پاسخ روشنی جهت آن نداشتند. از این رو رفته رفته نظریات آرمانگرایانه صلح نیز وارد ادبیات روابط بین الملل شد تا با ارائه یک نظم جایگزین، نواقص نظری موجود در ادبیات واقع گرائی را برطرف سازد.

رییس شرکت انرژی اتمی در یادداشتی تاکید کرد: اگر با تدبیر از وقت پیش آمده نهایت استفاده را به عمل آوریم، یقینا تقدیر یکی از عالی ترین دوران‌های بعد از پیروزی انق

تاکید بر مفاهیم صلح دموکراتیک و وابستگی متقابل از جمله محورهای مهم در ادبیات آرمانگرائی این دوره به شمار می رود. از این رو جهت تحقق این صلح، پی ریزی نهادی به نام جامعه ملل (۱۹۴۶-۱۹۲۰م) بر اساس نظریات صلح جهانی فیلسوف مشهور، امانوئل کانت مطرح شد و قدرت سلطه هوا دنیای معاصر، ایالات متحده آمریکا نیز در همان بدو امر جزو حامیان این ایده و شرکت بین المللی بود. ولی به علت اعتقاد سیاستمداران این کشور به رئالیسم قدرت محور طولی نگذشت که حمایت خود را بعد گرفت و همین امر بتدریج انحلال جامعه ملل را موجب شد.

در پیچ و تاب مسابقه بی نتیجه نظریه پردازان ایده آلیستی و رئالیستی و با بر هم خوردن توازن قوا به نفع آلمان در جنگ جهانی دوم مجدداً زمینه حمایت از نظریات ایدآلیستی فراهم آمد که موجب شد در فاصله سالهای ۱۹۴۶-۱۹۴۵ نهاد تازه تأسیس شرکت ملل کنونی جانشین جامعه ملل گردد و جهت برطرف نواقص پیشین، جایگاه کشورها بطور همزمان در طول و عرض یکدیگر یعنی لحاظ نمودن حاکمیت برابر جهت همه در مجمع عمومی و جایگاه برتر جهت دارندگان سلاح های هسته ای با اعطای حق وتو در شورای امنیت، تعریف شود.

جامعه آمریکا در حال قطبی شدن است / صالحی

جنگ سرد نیز متاثر از نظریات تحول یافته رئالیستی، با محوریت «توازن وحشت» به جای توازن قوا مانع از برخورد نظامی ابرقدرتها شد و همزمان که نظریات ایده آلیستی در صحنه بین المللی جلوه ای پر رنگتر به خود می گرفت ایده صلح جهانی در قالب نظریات وابستگی متقابل ظاهر گردید. در حقیقت این روند بود که موجب شد موج تشکیل همگرائیهای منطقه ای ریز و درشت و در راس آنها اتحادیه اروپا به همه مناطق دنیا تسری پیدا کند.

با این تفاسیر مشاهده می شود که تقریبا از وقت جنگ جهانی دوم به بعد رئالیسم و ایده آلیسم در نزاعی برابر و دائمی بسر برده و بصورت مکمل پدیده ای بین المللی را توجیه و یا هدایت نموده اند. البته نباید این توصیه را نیز فراموش کرد که به تدریج این نظریه ها دچار تحول شده است اند و در روندی اجتناب ناپذیر در بعضی از حوزه ها به وحدتی ضمنی رسیده اند.

به عنوان نمونه وابستگی متقابل کشورها در دوران معاصر به عنوان عنصری واقع بینانه مد نظر قرار می گیرد و بگونه ای ظاهر می شود که گویا کشورها ناگزیر از پذیرش آن هستند و جهت ادامه بقا همانند قدرت نظامی بدان محتاجند.

انتخاب دونالد ترامپ بعنوان مدیر جمهور تازه در آمریکا زمینه تقابل نظری مذکور را یک بار دیگر فراهم نمود. بگونه ای که انگار آمریکا در دوران جدید، در صدد بازگشت به رویه رئالیسم با محوریت قدرت سخت در عرصه بین المللی هست. چراکه باز از نو همانند دوران نبردهای سی ساله از اعمال قدرت و سلطه جویی یاد می شود که در صورت بندی تازه آن، در بستن مرزها به روی مهاجران و انتقال فعالیت شرکتهای آمریکایی از خارج به داخل و تقویت قوای نظامی جلوه گر شده است هست. غافل از آنکه این نوع برداشت از رئالیسم خود ذاتا به دور از واقعیت است و انتقادات زیادی را با خود به همراه دارد و آخر ساده و خوشایندی جهت آن قابل تصور نیست.

آنچه که این روزها در آمریکا از آن به عنوان رئالیسم قدرت یاد می شود درواقع برداشتی عوامانه از ملی گرائی افراطی است که حتی اعتراض جدی صاحب نظران رئالسیتی را نیز در پی داشته و پر مخاطره و پر هزینه توصیف می شود.

شاید بتوان جهت سادگی درک مطلب، جامعه آمریکا را به دو بخش خردگرا و یا فرهیخته که تمرکزشان زیاد در غرب و شرق این کشور است و بخش توده گرا که عمدتا در مرکز و جنوب آمریکا هستند تقسیم کرد.

طیف توده گرا مشمول بر ملی گرایان مذهبی با گرایشات آخرالزمانی هستند که در دوران بوش پسر حضور پر رنگی در سیاست داشتند و تشکیل حکومت اسرائیل را زمینه ساز رجعت مسیح می دانستند. ولی پدیده جدیدتر، ملی گرایی التقاطی[۱۲] متشکل از متعصبین مذهبی و ناسیونالیستهای نژادپرست است که عوام گرائی افراطی و آنچه که در آمریکا از آن به عنوان دموکراسی جکسونیستی نام برده می شود را نمایندگی می کند. آزادی های فردی و احترام و عزت آمریکائی سرلوحه سیاست های این گروهها هست.

این در حالی است که تا قبل از گزینش ترامپ، نظام غالب در آمریکا همواره در اختیار فرهیختگان و خردگراها اعتقاد به حفظ وضع موجود بوده که در صدد هضم بخش ناهمگون یا همان توده های متمایل به قدرت سخت در نظام سیاسی بوده اند. در این نظام غالب، تفاوت بین دموکراتها و جمهوری خواهان جزیی و حول مسائلی از قبیل بیمه، حقوق کارگر و کارفرما، سقط جنین، آزادی و حقوق اقلیتها واقع شده است است که با مفاهیم و ارزشهای مشخصی تعریف شده است و دارای چارچوبی کلی هستند. ولی حاکمیت تازه به نوعی در قامت اپوزیسیون نظام غالب ظاهر گردیده و جمعیتهای ناهمگون با خواسته های متفاوت را نمایندگی می نماید. لذا شاهد حضور طیفی از مشاوران در اطراف مدیر جمهور هستیم که از افراد ضد یهود تا طرفداران پر و پا قرص صهیونیسم را در بر می گیرد.

نتیجه اینکه جامعه آمریکا بشدت در حال قطبی شدن است و این می تواند بر روی سیاست خارجی این کشور نیز اثر گذار باشد. اگر جمهوری خواهان بطور سنتی در صدد ایجاد روابط با متحدان جهانی و منطقه ای بر اساس اصول ژئوپولیتیک بوده اند و دموکراتها نیز روابط خود با دیگران را بر اساس اصول ارزشی تعریف می کنند، دولت تازه در آمریکا احتمالا به رویکردی التقاطی و غیر قابل آینده نگری روی خواهد آورد.

با توجه به تجارب و موارد مشابه در گذشته، امکان تسری اوضاع پیش آمده در آمریکا به اروپا نیز وجود دارد و شواهدی از آنرا می توان بسادگی در رقابتهای انتخاباتی در کشورهای اروپائی مشاهده کرد. اگر چنین شود شدت سردرگمی و پیچیدگی در تعاملات بین المللی جهت همه کشورها زیاد کردن خواهد یافت.

جمهوری اسلامی کشور عزیزمان ایران به عنوان یک قدرت منطقه ای بدون شک تحت تاثیر تحولات بین المللی است و در شرایط تازه از فرصتها و تهدیدات تازه مبرا نمی باشد و تسری گفتمان های لجام گسیخته، افراطی و التقاطی همانند آنچه که در آمریکا ظاهر شده است به محیط سیاسی کشورهای منطقه می تواند بیشترین ترساندن را جهت ما در پی داشته باشد. در عین حال، مدیریت محیط پیرامونی با استفاده از سردرگمی استراتژیک غرب در نتیجه تحولات اخیر می تواند عالی ترین وقت را جهت بهره برداری در اختیار ما بگذارد. از این رو نباید اجازه رسوخ اندیشه های نا سالم به حوزه سیاست داخلی و ایجاد شکاف در حاکمیت را داد. در واقع گفتمان انقلاب اسلامی بیش از گذشته وقت گسترش و عرضه به ملتهای اسلامی را یافته و اتحاد و همبستگی ملی و سیاسی ما می تواند در رسیدن به اهداف انقلاب بیش از هر وقت دیگری ما را یاری نماید.

یکی از راهکارهای دشمن در چنین شرائطی ایجاد یاس و سردرگمی جهت ملت است که در نتیجه القای ناامنی، فساد گسترده و القای حس رواج بی عدالتی در اکثر شئونات زندگی به وجود می آید و می بایست بطور جدی و واقع بینانه با آن مقابله نمود.

متقابلا باید از تسری ابراز احساسات مان به حوزه های سیاسی نیز جلوگیری کنیم. ذوق زدگی و انتظار فروپاشی سریع آمریکا در نتیجه تحولات اخیر یکی از این موارد هست. به جای آن بایستی به فکر تقویت بیش از پیش انسجام داخلی حول محور رهبری و دقت در بیانات و شعارها بود. توجه به شرایط حساس انتخابات پیش رو و تعدیل رفتارها از اهمیت خاص ای برخوردار است به گونه ای که موضع گیریهای سیاسی داخلی زیاد حول محور منافع ملی باشد تا منافع حزبی.

در صحنه بین المللی فرصتی فراهم آمده تا آنچه مدت هاست بدان معترض بودیم مورد اجماع جهانی واقع گردد. لذا می بایست هماهنگ با ملتهای معترض دنیا پیش برویم و از اختلاف نظر موجود میان کشورها به خصوص کشورهای غربی، جهت مثال درخصوص برجام، بهره مند گردیم.

در ارزیابی سیر تحول انقلاب اسلامی دو عنصر مهم باید به طور هم وقت در نظر گرفته شود: یکی تدبیر و دیگری تقدیر هست. تقدیر همواره به کمک کشور عزیزمان کشور عزیزمان ایران آمده هست. به عبارت بهتر، اگر با تدبیر از وقت پیش آمده نهایت استفاده را به عمل آوریم، یقینا تقدیر یکی از عالی ترین دوران های بعد از پیروزی انقلاب را جهت ما رقم خواهد زد. آیا که عنوان هسته ای در قالب برجام سر و سامان گرفته، توان نظام و امنیت ملی کشورمان تقویت یافته و محیط پیرامونی ما مستعد تعامل فراگیر خواهد شد.

فَلَمَّا تَرَاءَی الْجَمْعَانِ قَالَ أَصْحَابُ مُوسَی إِنَّا لَمُدْرَکُونَ ﴿۶۱﴾ قَالَ کَلَّا إِنَّ مَعِیَ رَبِّی سَیَهْدِینِ ﴿۶۲﴾

چون دو گروه همدیگر را دیدند یاران موسی گفتند ما قطعا گرفتار خواهیم شد (۶۱) گفت چنین نیست لیکن پروردگارم با من است و به زودی مرا راهنمایی خواهد کرد (۶۲) (سوره شعراء، آیات ۶۲-۶۱)

واژه های کلیدی: کشورها | آمریکا | آمریکایی | جنگ جهانی | اخبار سیاسی و اجتماعی


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs